تبليغاتX
ترکمن _ قیز(_گزل_)

یادم باشد که  ـــــــــــــــــــــ خیلی ها دوست دارند که کمی بیشتر زیر حباب باشند ._________ این روزها خواندن حرفهای یک نفر مثل من فقط اسکرول کردن و یا حداکثرش نوشتن : جالب بود ، ممنونم . _________  است . _________

 یادم باشد که فقط من و تو نوعی ________ برای اینکه دیوانه نشویم نباید بدانیم . _________ برای اینکه دق نکنیم ، نباید بشنویم . ________ باید روزهای خودمان را سفت و سخت بچسبیم و ________ چشممان را روی پستی ها ببندیم . ________ بله ، اینگونه بهترست . ________ پس یادم باشد.

یادم باشد که احترام ، سکوت ،لبخند و _________ در کل فراهم کردن شرایطی برای بعضی ها _________ نتیجه ی معکوس میدهد. _________ حس می کنند که بهت تسلط دارند اینگونه . _________ بله خُب ، در دیزی بازست و ...

یادم باشد که  اینجا را گوشه ای خلوت از _________ خروار خروار حروف و اعداد بیشمار فرض کردم ________ که ریخته اند و گاهی با تمام مجازی بودنش ________ دلتنگش می شوم . _________ دوست دارم ادای کسی را در نیاورم ،  _________  خودم باشم با مجموعه ای از دلمشغولی ها و حرفهایم .

یادم باشد که که گاهی اوقات _________ مثل بچه ای رفتار می کنیم که _________ خود را خراب کرده . __________ دیده اید حتما .

 

ریزنوشت :

 یادم باشد که آدمم ______ مجموعه ای از خوبی ها و بدی ها.

+ تاريخ چهارشنبه 1388/09/25ساعت 11:20 نويسنده ___ گزل ___ |

 

شیوانا در مجلسی نشسته بود. شخصی از در وارد شد با وجود تمیزی و پاکیزگی و خوشرویی چهره زیبا و دلپسندی نداشت. کسی که کنار شیوانا نشسته بود با صدایی که تقریبا همه می توانستند بشنوند گفت: من از قیافه این آدم اصلا خوشم نمی آید! نمی دانم خداوند عالم چرا به این قیافه های ناخوش اجازه دنیا آمدن می دهد. من اگر قدرت داشتم نسل این قبیل موجودات را ازروی زمین پاک می کردم.

 با این جمله همه نگاه ها به سمت شخص تازه وارد برگشت.

 او مدتی با شرمندگی به جمع خیره شد و بعد بی اختیار از جا بلند شد تا مجلس را ترک کند.

شیوانا هم بلافاصله برخاست تا همراه او مجلس را ترک کند. جمعیت ناگهان به خود آمدند و از شیوانا دلیل ترک نابهنگام مجلس را پرسیدند. شیوانا با ناراحتی به سمت مرد بد زبان برگشت و گفت: دنیا برای خوش آمدن من وتو خلق نشده که بعضی مواقع به خودمان حق دهیم دیگران را از حضور در آن محروم کنیم. صاحب این دنیا کس دیگری است و من وتو فقط مدت اندکی تماشاچی و فقط تماشاچی آن هستیم.

 اگر دوست نداری قیافه بعضی آدم ها را ببینی می توانی بلافاصله از جا بر خیزی و به جای دیگری بروی! یعنی همان کاری که من الان دارم انجام می دهم!

 شیوانا این را گفت و به همراه مرد بد قیافه مجلس را ترک کرد!

 

+ تاريخ دوشنبه 1388/09/16ساعت 21:13 نويسنده ___ گزل ___ |

 

امروز توی خیابون دهنم آب افتاد و هوس کردم از انار خوردن گدایی که تو پیاده رو بساطشو پهن کرده  بود و ...

 

پ . ن :

گاهی وقتا وسوسه میشم که یه کارایی بکنم . منظورم بالایی نیست !

+ تاريخ چهارشنبه 1388/08/13ساعت 23:58 نويسنده ___ گزل ___ |

 

___________ مدتی میشه که شاغل شدم __________ توی یه دفتر بیمه !

__________ قبلا که همیشه خونه بودم و ___________ چیزی که زیاد داشتم وقت بود __________ کتاب ، مجله ، روزنامه و هر چی گیرم میومد ، میخوندم _________ کلی وقت میزاشتم واسه حل کردن جدول ! ___________ خیلی وقتا کارم اینترنت و وبگردی بود که تا نصفه های شب پای سیستم بودم و یک سری کارهای دیگه !_________ از لحاظ خواب هم کم نمیزاشتم به هیچ عنوان !

خلاصه که روزمرگی های من اینطوری بود.

الان با این دو شیفت رفتن سر کار __________ وقت کم میارم .

با خودم میگم : یادش بخیر !

همکارمو پدرم نشستن دارن حرف میزنن ، پدرم میگه : 100هزار تومن واسش خوبه ! __________ همکارم میگه : گزل ، 30 _ 40 هزار تومن حقوق واست بسه ؟! __________ پدرت میاره و میبره _________ پولی بابت تاکسی که نمیدی.ـــــــــــــــــــــــ زیاده دیگه !

 

امروز منتظر تاکسی بودم __________ چند تا راننده با کمی فاصله مشغول حرف زدن بودن ___________ یکی از اونا که مسن تر از بقیه بود __________ برگشت بهم گفت : دستت درد نکنه ، کار بیمه م راه افتاد ! __________ چه زود هم شناخته .

 

________________________

 

_________ فوق لیسانس هم قبول شدم .__________

 

 

+ تاريخ یکشنبه 1388/07/19ساعت 18:55 نويسنده ___ گزل ___ |